مثل های کوچه بازاری
تکراری بود من می بخشید . و دوباره ازشما عزیزی که مثلهای دیگری رو درخاطر دارید برای من ارسال
کنید تا با نام خودتان در وب درج کنم با تشکر مهدی نوغانی.
۱-دیگ به دیگ میگه رودسیاه.
۲-کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم می رسه.
۳-یک ده اباد بهتر صد ده خراب است.
۴هرکه بامش بیشتر برفش بیش.
۵-صدتا چاقو بسازه یکیش دسته نداره.
۶-دست ه گل به آب دادن.
۷-شب بلندو قلندربیدار.
۸-گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بومیده.
۹-در دیزی بازه حیای گربه کجایه.
۱۰-کار هر کس نیست خرمن کوفتن گاو نر می خواهد و مرد کهن.
۱۱-صد نفر آینه بدست صقرا کچل سرش می بست.
۱۲-موش توسوراخ نمی رفت جارو به دمش بست.
۱۳-معرفت دور گرانیست به هرکس ندهند،پرطاوس گران ا ست به کرکس ندهند.
۱۴-تنبل نرو به سایه سایه خودش می آیه.
۱۵-زخم زبون بتر از زخم شمشیره.
۱۶-انگشت نمک خروار نمک.
۱۷-هر چه بگندد نمکش می زنم وای به روز که بگندد نمگ.
۱۸-در دروازه رو می شه بست ولی در دهن مردم نه.
۱۹-یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز (نام سوزن بزرگی است که با ان پالون چهار پایان را می دوزن) به مردم.
۲۰نخوردیم نون گندم دیدیم دست مردم.
۲۱- خربزه خوب نسب کفتار می شه.
۲۲-بعد از یک عمر گدای شب جمعه رو گم نم کونه.
۲۳-آدم به روی باز میره نه به در باز.
۲۴-دو صد گفتار ، نیم کردار نیست.
۲۵-شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لوف لوف کند ،گه دانه دانه.
۲۶-کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز.
۲۷-گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.
۲۸-حسنی به مکتب نمی رفت وقتی می رفت جمعه می رفت.
۲۹-فواره چو بالا رود سرنگون شود.
۳۰خرش از پل گذشته.
۳۱-پولداران را کباب بی پولان را دود کباب.
۳۲-سرم را سرسری متراش ای استاددسلمانی که ماهم در دیار خود سر ی داریمو سامانی.
۳۳-سالی که نکوست از بهارش پیداست.
۳۴-سالی که زوره سیزده ماست.
۳۵-سال به سال دریغ از پارسال.
۳۶شتر سواری دولا دولا نمی شه.
۳۷-خروس بی محل .
۳۸-هیچ بقالی نمی گه ماستم ترشه.
۳۹-مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.
۴۰-کلاغ اومد را رفتن کبک رو یاد بگیره راه رفتن خودش رو هم فراموش کرد.
۴۱-نه چیزی بده به درویش نه سنگی بزن به درویش.
۴۲-چوب رو که ورداری گربه دزده فرار می کنه.
۴۳-به روباه میگن شاهددت کیه می گه دم.
۴۴-مرغ همسایه غازه.
۴۵-یک دست صدا نداره.
۴۶-با یک گل بهار نمی شه.
۴۸میمون هرچه که زشتره بازیش بیشتره.
۴۹-جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت نبود.
۵۰-عطایش را به لقایش بخشیدم.
۵۱خودم کردم که لعنت برخودم باد.
۵۲-خود کرده را تدبیر نیست.
امید وارم که از این پست لذت برده باشید به امید سر بلندی برای ایران عزیزمان
مهدی آخوند نوغانی . ت.1350 م. مشهد .